به گزارش واحد روابط عمومی سازمان ملی کارآفرینی ایران و به نقل از وبسایت «پیوست»:
تحولات اخیر اینترنت در ایران نشان میدهد که اختلالهای تجربهشده صرفاً مقطعی یا ناشی از ناپایداریهای فنی کوتاهمدت نیست، بلکه نشانهای از یک تغییر ساختاری و پایدار در معماری شبکه کشور به شمار میرود. دادهها و تحلیلهای فنی منتشرشده حاکی از آن است که اینترنت ایران بهتدریج از یک مدل «باز و توزیعشده» به سمت مدل اینترانت ملی با درگاههای بینالمللی کنترلشده حرکت کرده است.

بررسی دادههای ترافیکی، بهویژه پس از خاموشی گسترده اینترنت در دیماه، نشان میدهد که شبکه وارد وضعیتی «میانی اما تثبیتشده» شده است. در این معماری جدید، اگرچه اتصال کاربران بهصورت ظاهری برقرار است، اما تقریباً تمامی ترافیک، حتی دادههای رمزنگاریشده، قابلیت بازرسی، طبقهبندی و کنترل را پیدا کردهاند. این سطح از نظارت، متکی بر استقرار سیستمهای بازرسی عمیق بستهها (DPI) بهصورت چندلایه و متمرکز است.
یکی از شاخصترین تغییرات فنی، سرکوب هدفمند پروتکل QUIC بوده است؛ پروتکلی که بهدلیل رمزنگاری کامل و استفاده از UDP، در برابر روشهای سنتی فیلترینگ مقاوم محسوب میشد. دادهها نشان میدهد سهم QUIC از ترافیک اینترنت ایران که پیشتر به حدود ۲۵ تا ۲۸ درصد میرسید، اکنون به حدود ۱ درصد کاهش یافته است. این اقدام باعث شده بخش عمده ترافیک کاربران به پروتکلهای قابل بازرسیتر مانند TLS روی TCP منتقل شود؛ امری که هزینه پردازشی کنترل را کاهش داده و امکان اعمال سیاستهای محدودکننده دقیقتر را فراهم کرده است.

معماری جدید شبکه همچنین بر تمرکز کنترل در گلوگاههای مرزی استوار است. تحلیلهای مسیریابی نشان میدهد که ترافیک بینالمللی کشور از تعداد محدودی درگاه عبور میکند و سیاستهای کنترلی بهصورت یکپارچه در این نقاط اعمال میشود. این تمرکز، امکان تغییر سریع وضعیت شبکه را فراهم کرده است؛ بهگونهای که شبکه میتواند در مدت کوتاهی بین سه حالت «پایش عادی»، «تخریب فعال» و «محدودیت شدید» جابهجا شود، بدون آنکه نیاز به تغییر زیرساخت فیزیکی وجود داشته باشد.
در وضعیت «تخریب فعال»، اتصال بهطور کامل قطع نمیشود، اما با ابزارهایی مانند افزایش تأخیر، از دست رفتن بستهها و قطعهای مکرر، کیفیت ارتباط عمداً کاهش مییابد. این رویکرد، ضمن ناکارآمد کردن ابزارهای دور زدن فیلترینگ، امکان جمعآوری گسترده دادههای رفتاری کاربران را نیز فراهم میکند. تحلیل این دادهها، بهویژه با بهرهگیری از یادگیری ماشینی، میتواند به شناسایی و مسدودسازی دقیقتر ابزارهای جدید در آینده منجر شود.
از دیگر پیامدهای این معماری، هدایت تدریجی کاربران به سمت خدمات داخلی است. کاهش کیفیت سرویسهای بینالمللی و عملکرد بهتر سرویسهای بومی، بهصورت طبیعی کاربران را به استفاده از شبکه داخلی سوق میدهد و اکوسیستمی با دسترسی پایدار اما قابل کنترل ایجاد میکند. این مدل امکان اولویتبندی سرویسها و اعمال سیاستهای متفاوت برای گروههای مختلف کاربری را نیز فراهم ساخته است.
در مجموع، تحلیلها نشان میدهد آنچه امروز در اینترنت ایران در حال شکلگیری است، نسل جدیدی از مدیریت شبکه ملی است که بهجای مسدودسازی موردی سرویسها، بر کنترل لایههای انتقال، پروتکلها و کیفیت ارتباط تمرکز دارد. این تغییر، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت به «قابلتحمل» شدن وضعیت منجر شود، اما در بلندمدت میتواند پیامدهای قابلتوجهی بر تجربه کاربری، نوآوری دیجیتال و ارتباطات بینالمللی کشور داشته باشد.
