به گزارش واحد روابط عمومی سازمان ملی کارآفرنی ایران:

● یکی از مزایای کمتر شناخته‌شده هوش مصنوعی در کسب‌وکار این است که در نهایت به افراد و سازمان‌ها زمان بیشتری می‌دهد تا کارهای عمیق‌تر و معنادارتری انجام دهند.

● سه نیروی محرکه باعث می‌شوند هوش مصنوعی کسب‌وکار زمان بیشتری را بازگرداند: توانایی انجام کار از ابتدا تا انتها، ادغام آن در عملیات اصلی و ظرفیت آن برای امکان‌پذیر کردن رشد کسب‌وکار بدون افزایش خطی نیروی انسانی.

● اجلاس سالانه ۲۰۲۶ مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس، اهمیت روزافزون گفت‌وگوی باز و بی‌طرف را با موضوع «روح گفت‌وگو» برجسته خواهد کرد.

برای دهه‌ها، بهره‌وری با خروجی به ازای هر ساعت اندازه‌گیری می‌شد. اما عصر نوظهور سازمان‌های عامل‌محور، پرسش جدیدی مطرح می‌کند: اگر پیشرفت واقعی، نه فشرده کردن کار بیشتر در هر ساعت، بلکه بازگرداندن ساعت‌ها به افراد باشد در حالی که فناوری بخش بیشتری از بار تولید را بر عهده می‌گیرد، چه؟
این وعده اصلی هوش مصنوعی کسب‌وکار امروز است. موضوع صرفاً کارآمدی یا خودکارسازی نیست، بلکه بازگرداندن زمان، یکی از کمیاب‌ترین منابع در کسب‌وکار مدرن به کارکنان، تیم‌ها و سازمان‌هایی است که به شدت به آن نیاز دارند.
در صنایع مختلف، این تغییر در حال شکل‌دهی دوباره عملیات‌ها است. پژوهش‌های مک‌کنزی و دیگران نشان می‌دهد که حدود ۳۰٪ از تمام فعالیت‌های کاری تا سال ۲۰۳۰ می‌تواند خودکار شود و تقریباً ۱۲ ساعت ظرفیت اضافی به ازای هر کارمند در هفته ایجاد کند. حتی بازپس‌گیری بخشی از این زمان در طول یک حرفه، فرصت تفکر عمیق‌تر، ایجاد روابط قوی‌تر با مشتری و نوآوری پایدار را فراهم می‌آورد.
پذیرش هوش مصنوعی کسب‌وکار تحت تأثیر تبلیغات نیست؛ سه نیروی همگرایی در حال شکل‌دهی هستند که زمان را به مزیت رقابتی جدید تبدیل می‌کنند.

سه نیروی محرکه توانایی هوش مصنوعی کسب‌وکار در بازگرداندن زمان بیشتر
۱. هوش مصنوعی می‌تواند کارها را از ابتدا تا انتها انجام دهد
هوش مصنوعی به نقطه عطفی رسیده است. نسل جدید سیستم‌ها قادر است کارهای چندمرحله‌ای را انجام دهد که پیش‌تر به هماهنگی انسانی نیاز داشت. این سیستم‌ها می‌توانند اطلاعات را از منابع مختلف تفسیر کنند، زمینه و ارتباط میان سیستم‌ها را درک کنند و اقداماتی را انجام دهند که یک کار را از ابتدا تا انتها با درجه بالایی از اطمینان کامل کند.
این بدان معناست که جریان‌های کاری که پیش‌تر میان تیم‌ها یا سیستم‌ها پراکنده بودند، اکنون می‌توانند به‌صورت منسجم توسط هوش مصنوعی اجرا شوند و تأخیرها، تحویل‌های موقت و گلوگاه‌های اداری کاهش یابد.
پرسش‌های مشتریان، بازبینی ادعاها، فرآیندهای تحقیق‌محور و مستندسازی‌های تحت نظارت همگی می‌توانند با وقفه‌های بسیار کمتر پیش بروند و افراد را از مراحل دستی که پیش‌تر بخش زیادی از روز آن‌ها را می‌گرفت، آزاد کنند.
پیش‌بینی‌های صنعتی نشان‌دهنده شتاب سریع به‌ویژه در محیط‌های خدماتی است. گارتنر پیش‌بینی می‌کند که تا سال ۲۰۲۹، هوش مصنوعی عامل‌محور بتواند به‌طور خودکار ۸۰٪ مسائل متداول خدمات مشتری را بدون دخالت انسانی حل کند. نهادهای ناظر بیمه نیز به رشد پذیرش هوش مصنوعی برای وظایف تأیید و رعایت مقررات اشاره می‌کنند.
سازمان‌های بزرگ بهداشتی و درمانی در حال آزمایش جریان‌های کاری مبتنی بر هوش مصنوعی برای کاهش بار اداری پزشکان هستند. در هر مورد، وقتی هوش مصنوعی بخش‌های رویه‌ای کار را مدیریت می‌کند، انسان‌ها زمان بیشتری برای تمرکز بر قضاوت، همدلی و حل مسئله به‌دست می‌آورند.

۲. کسب‌وکارها آماده ادغام هوش مصنوعی در عملیات اصلی خود هستند
سال‌ها قابلیت‌های هوش مصنوعی از زیرساخت‌های عملیاتی لازم برای بهره‌برداری مسئولانه پیشی گرفته بود. این فاصله اکنون به‌سرعت در حال بسته شدن است.
پلتفرم‌های جامع اکنون چارچوب لازم برای ساخت و توانمندسازی هماهنگی جریان کاری، کنترل‌های امنیتی و رعایت مقررات، مدل‌های عملیاتی بین‌بخشی و حاکمیت داده‌ها را فراهم می‌کنند. این پایه به هوش مصنوعی امکان می‌دهد از آزمایش‌های حاشیه‌ای در کسب‌وکار به مؤلفه‌های عملیاتی درجه‌یک تبدیل شود.
شاخص‌های صنعتی این تغییر را نشان می‌دهند. پژوهش‌های Deloitte و گزارش‌های مرتبط، شکاف‌های حاکمیتی و مدل‌های عملیاتی را به‌عنوان موانع پایدار برجسته می‌کنند، از جمله نبود مدل‌های شفاف حاکمیتی برای توسعه و پیاده‌سازی هوش مصنوعی مولد. نتیجه این است که سازمان‌هایی که زیرساخت مناسب را ایجاد می‌کنند، می‌توانند فراتر از پروژه‌های آزمایشی حرکت کرده و زمان بازپس‌گیری‌شده در فرآیندهای اصلی را افزایش دهند.

۳. رهبران به رشد بدون افزایش خطی نیروی انسانی نیاز دارند
اولویت‌های اجرایی تغییر کرده است. رشد همچنان ضروری است، اما روش سنتی گسترش با اضافه کردن یک نقش به‌تدریج دیگر پایدار نیست.
رهبران در صنایع مختلف با فشارهای مشابهی مواجه هستند: افزایش هزینه نیروی کار، رقابت مستمر برای جذب استعدادها، انتظارات بالاتر مشتریان و پیچیدگی عملیاتی فزاینده. در گفتگوهای من با مدیران عامل، آن‌ها هوش مصنوعی را محرک رشد می‌بینند که امکان دستیابی به نتایج بیشتر را بدون افزایش کلی سرمایه فراهم می‌کند.
هوش مصنوعی به‌عنوان تنها اهرمی که به‌صورت غیرخطی مقیاس‌پذیر است، ظهور می‌کند. نظرسنجی PwC از مدیران عامل نشان می‌دهد که آن‌ها به دنبال ادغام هوش مصنوعی مولد برای افزایش سودآوری هستند، در حالی که همچنان انتظار دارند تعداد کارکنان در کوتاه‌مدت بیشتر افزایش یابد تا کاهش.
به عبارت دیگر، سازمان‌ها از تمرکز بر کاهش هزینه به سمت افزایش ظرفیت حرکت می‌کنند و از هوش مصنوعی برای انجام کار بیشتر بدون گسترش تیم‌ها به همان سرعت استفاده می‌کنند.
در پردازش ادعاها، تجربه مشتری، عملیات فروش و مدیریت بهداشت و درمان، شرکت‌ها از هوش مصنوعی در جایی استفاده می‌کنند که گسترش برای رقابت ضروری است، نه جایی که هدف کاهش کارکنان باشد.

رهبران چگونه می‌توانند هوش مصنوعی کسب‌وکار را به‌کار گیرند؟
این سه نیرو به یک نتیجه واحد می‌رسند: هوش مصنوعی زمان را به سازمان‌ها بازمی‌گرداند. این زمان می‌تواند در خدمت، خلاقیت، حل مسئله، رشد و نوآوری دوباره سرمایه‌گذاری شود.
هوش مصنوعی نیازی به حذف انسان‌ها از کسب‌وکار ندارد بلکه می‌تواند اصطکاکی را که مانع انجام بهترین کار انسان‌ها می‌شود از بین ببرد. سازمان‌هایی که بیشترین بهره را می‌برند صرفاً ابزارهای جدید نصب نمی‌کنند؛ آن‌ها نحوه انجام کار را بازاندیشی می‌کنند.
با بلوغ هوش مصنوعی کسب‌وکار، کار کمتر با سرعت پردازش وظایف توسط انسان‌ها تعریف می‌شود و بیشتر با هوشمندی توزیع وظایف بین انسان‌ها و عامل‌ها. پرسش رهبران از «کجا می‌توان خودکارسازی کرد» به «چگونه می‌توان زمان آزادشده را دوباره سرمایه‌گذاری کرد» تغییر می‌کند.
بازگرداندن زمان به افراد تنها به کارآمدی مربوط نیست. بلکه به امکان انجام کارهای عمیق‌تر، ایجاد روابط قوی‌تر و آزادی برای خلق مربوط است. این همان چیزی است که بهره‌وری را به رشد و رشد را به مزیت رقابتی پایدار تبدیل می‌کند.

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *