در سال‌های اخیر، استارتاپ‌ها به‌عنوان پیشران نوآوری، اشتغال‌زایی و تحول اقتصادی در سطح جهانی شناخته شده‌اند. این کسب‌وکارهای نوپا، که معمولاً با هدف ارائه راه‌حل‌های خلاقانه برای مشکلات موجود و خلق ارزش افزوده اجتماعی شکل می‌گیرند، در کشورهای توسعه‌یافته نقش مؤثری ایفا کرده‌اند. اما در کشورهای در حال توسعه، مسیر رشد و موفقیت آن‌ها پر از موانع و چالش‌های ساختاری است.

مقاله «A Look into the Challenges Faced by Start-ups in Developing Countries» به قلم سه پژوهشگر نپالی، با نگاهی جامع به این موضوع، تلاش کرده است موانع اصلی بر سر راه استارتاپ‌ها در کشورهای در حال توسعه را دسته‌بندی و تحلیل کند. در ادامه، خلاصه‌ای از مهم‌ترین محورها و یافته‌های این مقاله ارائه می‌شود.

۱. نبود سازوکارهای حمایتی کارآمد

یکی از اساسی‌ترین نیازهای استارتاپ‌ها، وجود ساختارهای حمایتی مانند شتاب‌دهنده‌ها، مراکز رشد، سرمایه‌گذاران فرشته (Angel Investors) و صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) است. در کشورهای در حال توسعه، این زیرساخت‌ها یا اصلاً وجود ندارند یا بسیار محدود، ناکارآمد و پراکنده‌اند. استارتاپ‌های نوپا معمولاً با کمبود سرمایه، ضعف در مدیریت، نداشتن شبکه ارتباطی و عدم دسترسی به بازار روبه‌رو هستند. در این شرایط، نقش مراکز رشد و شتاب‌دهنده‌ها در هدایت و حمایت حیاتی است. اما بسیاری از بنیان‌گذاران به‌دلیل ناتوانی در تأمین سرمایه اولیه یا عدم تمایل به واگذاری سهام، از این حمایت‌ها محروم می‌مانند.

۲. چالش‌های حقوقی و سیاست‌های دولتی

دولت‌ها می‌توانند نقش مهمی در تسهیل یا دشوار کردن مسیر استارتاپ‌ها ایفا کنند. مقاله به‌درستی نشان می‌دهد که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، قوانین پیچیده، بروکراسی شدید، نبود شفافیت در فرایند صدور مجوزها، و نظام مالیاتی ناکارآمد، به‌عنوان موانع عمده در مسیر کارآفرینان عمل می‌کنند. علاوه بر این، عدم وجود حمایت‌های کافی از حقوق کارمندان، نبود نظام‌های تأمین اجتماعی کارآمد، و ضعف در اجرای قوانین کار، موجب شده‌اند که محیط کاری در بسیاری از استارتاپ‌ها ناامن و شکننده باشد.

۳. ضعف در منابع انسانی

نیروی انسانی متخصص، خلاق و توانمند، ستون فقرات هر استارتاپ موفق است. با این حال، در کشورهای در حال توسعه، استارتاپ‌ها به‌دلیل محدودیت منابع مالی قادر به آموزش و توانمندسازی کارکنان خود نیستند. نرخ بالای ترک کار، نبود سیستم بازخورد سازنده، و استخدام‌های غیرهدفمند (به‌ویژه نادیده‌گرفتن زنان و اقلیت‌ها) از مهم‌ترین آسیب‌هایی است که در این حوزه شناسایی شده‌اند. همچنین، بازار کار در این کشورها دچار نوعی رقابت نابرابر است، که موجب می‌شود استارتاپ‌ها نتوانند بهترین استعدادها را جذب کنند و از ظرفیت انسانی موجود به‌درستی بهره ببرند.

۵. مسائل اخلاقی در کسب‌وکار

رعایت اصول اخلاقی در مدیریت و فعالیت‌های سازمانی، یکی از نشانه‌های بلوغ و پایداری در کسب‌وکار است. با این حال، در فضای پرابهام و غیرشفاف برخی از کشورهای در حال توسعه، استارتاپ‌ها گاهی درگیر رفتارهای غیراخلاقی مانند دستکاری در اطلاعات، تقلب، نقض حریم مشتریان و حتی آزار جنسی در محیط کار می‌شوند. عدم نظارت قانونی، بی‌تفاوتی نهادهای مسئول نسبت به گزارش‌های تخلف، و نبود فرهنگ پاسخ‌گویی، باعث شده تا بسیاری از این تخلفات بدون پیگیری باقی بمانند و اعتماد عمومی به استارتاپ‌ها خدشه‌دار شود.

فرصتی طلایی در دل چالش‌ها

در نتیجه نویسندگان مقاله تأکید دارند که اگرچه چالش‌ها جدی و گسترده‌اند، اما در دل آن‌ها فرصت‌های بی‌نظیری نیز نهفته است. کشورهای در حال توسعه، به‌واسطه نیازهای گسترده، ظرفیت بالایی برای رشد نوآوری و تحول دارند. به شرط آن‌که دولت‌ها، نهادهای مالی، دانشگاه‌ها و همچنین خود کارآفرینان با نگاهی هم‌افزا و آینده‌نگر، برای حل این چالش‌ها اقدام کنند. در واقع، استارتاپ‌ها نه‌تنها ابزار رشد اقتصادی، بلکه عامل تغییر اجتماعی و فرهنگی نیز هستند. توجه به زیرساخت‌های نرم، شفاف‌سازی مقررات، توانمندسازی نیروی انسانی، و ترویج اخلاق حرفه‌ای، می‌تواند زمینه‌ساز ظهور نسل جدیدی از کارآفرینان در کشورهای در حال توسعه باشد.

🔻 جهت دانلود کامل مقاله ترجمه‌شده، روی دریافت کلیک کنید:

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *