به گزارش واحد روابط عمومی سازمان ملی کارآفرینی ایران:
نوشته ابرو اوزدمیر – رئیس هیئتمدیره هلدینگ لیماک
این یادداشت بخشی از مجموعه تحلیلهای نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد است.
زنان، همچنان کماستفادهشدهترین موتور اقتصادی جهاناند. در دورانی که اقتصاد جهانی زیر فشار همزمان تحولات فناورانه، گذار اقلیمی و جابهجاییهای ژرف در بازار کار قرار دارد، نادیدهگرفتن این ظرفیت، نه فقط یک بیعدالتی اجتماعی، بلکه یک خطای پرهزینه اقتصادی است.
سرمایهگذاری در اشتغال و مهارتآموزی زنان، امروز بیش از هر زمان دیگری، کارآمدترین مسیر برای ساخت اقتصادی تابآور، فراگیر و آیندهمحور به شمار میآید. با این حال، اگر این سرمایهگذاریها بدون توجه به شکافهای جنسیتی طراحی شوند، نهتنها مسئلهای را حل نخواهند کرد، بلکه نابرابریهای موجود را در قالبی فناورانه بازتولید میکنند.
دو سال پیش، در آستانه شتابگیری انقلاب صنعتی چهارم، هشدار دادم که بدون برابری جنسیتی در حوزههای STEM، دستیابی به توسعه پایدار ناممکن است. امروز، در آستانه داووس ۲۰۲۶، فوریت این هشدار چند برابر شده است. پرسش محوری دیگر این نیست که آیا باید بر انسانها سرمایهگذاری کنیم، بلکه این است که چگونه باید این سرمایهگذاری را بهدرستی انجام دهیم.
پاسخ، کمتر در سیاستگذاریهای مقطعی و بیشتر در یک راهبرد یکپارچه و کلنگر نهفته است: بازتعریف سرمایهگذاری در زنان و دختران، نه بهعنوان هزینهای اجتماعی، بلکه بهعنوان پربازدهترین شکل سرمایهگذاری برای اقتصاد جهانی.
ضرورت رویکرد جنسیتی در عصر هوش مصنوعی
سرعت تحولات فناورانه خیرهکننده است. گزارش «آینده مشاغل» مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد که تا پنج سال آینده، ۲۲ درصد از مشاغل موجود جهان تحت تأثیر مستقیم هوش مصنوعی دستخوش تغییر خواهند شد. در این بازه، ۸۳ میلیون شغل حذف و ۶۹ میلیون شغل جدید ایجاد میشود؛ یعنی کاهش خالص ۱۴ میلیون شغل در سطح جهانی.
این گذار، شکافی دوگانه میآفریند: تهدیدی جدی برای نیروی کار فاقد مهارتهای جدید و فرصتی بیسابقه برای نیروهای سازگارپذیر. بازآموزی و ارتقای مهارتها دیگر یک انتخاب سیاستی نیست؛ یک ضرورت ساختاری است. اما اگر این برنامهها نسبت به جنسیت بیتفاوت باشند، در عمل به الگوریتمی برای بازتولید نابرابری بدل خواهند شد.
از همین رو، سرمایهگذاریهای آینده باید آگاهانه و هدفمند، با تمرکز بر سه محور کلیدی طراحی شوند:
نخست: پر کردن شکاف پایهای در STEM.
تجربه ابتکارهایی مانند Global Engineer Girls نشان میدهد که بدون مداخله زودهنگام و هدفمند، آیندهای فناورانه بر بنیانی نابرابر بنا خواهد شد. تقویت آموزش STEM برای دختران، نه یک اقدام تکمیلی، بلکه پیششرط اقتصاد دیجیتال آینده است.
دوم: توانمندسازی نیروی کار زنِ موجود
میلیونها زن، بهویژه در اقتصادهای نوظهور، در مشاغلی متمرکزند که بیشترین آسیبپذیری را در برابر اتوماسیون دارند. سرمایهگذاری مؤثر باید آنها را به سواد دیجیتال، دانش هوش مصنوعی و مهارتهای انسانی غیرقابلجایگزین — مانند تفکر انتقادی، خلاقیت، ارتباط و همکاری — مجهز کند. در این مسیر، بخش خصوصی نقشی تعیینکننده در طراحی آموزشهای منعطف، قابلدسترس و دارای اعتبار رسمی دارد.
سوم: تمرکز بر موج جمعیتی اقتصادهای نوظهور
در دهه آینده، نزدیک به ۸۰۰ میلیون جوان در این کشورها وارد بازار کار خواهند شد. اگر زنان جوان این مناطق بهطور هدفمند برای مشاغل نوظهور مرتبط با هوش مصنوعی، اقتصاد سبز و حکمرانی داده آموزش ببینند، مازاد نیروی کار به مزیتی رقابتی در مقیاس جهانی تبدیل خواهد شد.
نمونهای روشن، نیاز ایالات متحده به یک میلیون نیروی برقکار جدید است؛ نیازی که از همزمانی گذار انرژی، تحول فناوری و موج بازنشستگی ناشی میشود. این مثال، مقیاس و فوریت آموزش زنان برای اقتصادهای سبز و دیجیتال را بهخوبی نشان میدهد.
سرمایه انسانی در مقیاس سیارهای
سرمایهگذاری در انسانها ناگزیر با چالش بزرگ دیگری گره خورده است: ساخت رفاه در مقیاس جهانی. گذار به زیرساختهای پایدار، عملیات با انتشار خالص صفر و الگوهای اقتصاد چرخشی، بدون تزریق گسترده تفکر نوآورانه ممکن نیست.
در جایگاه رئیس گروه صنعت مهندسی و ساختوساز مجمع جهانی اقتصاد، این واقعیت را از نزدیک میبینم: حذف زنان از مهندسی، ساختوساز و فناوریهای اقلیمی، بهمعنای حذف بخش بزرگی از راهحلهاست. این مسئله صرفاً به عدالت اجتماعی مربوط نیست؛ مستقیماً به کیفیت، تابآوری و پایداری زیرساختهایی مربوط میشود که آینده شهرها و نظامهای انرژی را شکل میدهند.
سرمایهگذاری در مهارتهای مهندسان زن، کوتاهترین مسیر برای تأمین سرمایه انسانی لازم جهت حل مسائل چندتریلیوندلاری و سیارهمقیاسی است که هر سال در داووس درباره آنها بحث میشود.
عبور از تعهد، حرکت بهسوی سرمایهگذاری واقعی
چالش سال ۲۰۲۶ — بازآموزی جهانی در عصر هوش مصنوعی، جذب موج نیروی کار جوان و تحقق رشد فراگیر — چالشی عظیم است. اما مسیر حل آن روشن است. نیرومندترین و پربازدهترین سرمایهگذاری ممکن، سرمایهگذاری بر ظرفیت کلنگر زنان و دختران است.
زمان عبور از تعهدهای نمادین فرا رسیده است. آنچه اکنون نیاز داریم، برنامههای سرمایهگذاری گسترده، یکپارچه و قابلاندازهگیری است؛ برنامههایی که وعدههای آموزش STEM در سال ۲۰۲۳ را به الزامات اقتصاد هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ پیوند میدهند.
سرمایهگذاری در زنان، نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای جهانی است که میخواهد پایدار بماند.
